سايه شهري كه نديده امش
اردبيل را هرگز نديدهام. و فردا ميروم به اين شهر تا ديداري هرچند كوتاه با اين شهر و بچههاي خوبش داشته باشم. راست است كه ميگويند همة شهرهاي ايران شبيه هم هستند؟ نميدانم. من فكر ميكنم شايد ظاهر شهرها شبيه هم باشد اما هر شهري بويي دارد و حكايتي در كوچهها و خيابانهايش جاريست كه از چشم غريبهها پنهان است اما سايهاش احساس ميشود . هميشه اولينها را دوست داشتهام و فردا را كه براي اولين بار به ديار ساوالان قدم ميگذارم.
آنها با كسي شوخي ندارند
رابطهي شعر و شكم
امروز يك بابايي زنگ زد دوچرخه و بي مقدمه گفت: شما شعراي منو چاپ ميكنين؟
گفتم: ببخشيد شما؟
گفت: شاعرم و از فلان شهر زنگ ميزنم. هفتصد هشتصد تا شعر گفتم تا حالا. رفيقام گفتند تو كه اين همه شعراي خوب خوب داري چرا چاپشون نمي كني؟ تا اين كه پنجشنبه دوچرخه را لاي همشهري ديدم و گفتم به شما زنگ بزنم.
گفتم: دوچرخه نشريه نو جووناست. شعر براي اين گروه سني از سخت ترين كارهاي دنياست. آيا شعراي شما براي نوجوونهاست؟
گفت: من هر نوعشو كه بخواي دارم. سبك سهراب سپهري، سبك حافظ، سبك فروغ...
گفتم: عجب. باشه شما ساعت 2 تماس بگيريد و با مسئول شعر دوچرخه صحبت كنيد.
گفت: نميشه ساعت سه زنگ بزنم.
گفتم: باشه. حالا فرق دو و سه چيه؟
گفت: آخه من رستوران دارم. اون موقع وقت كارمونه.
گفتم: باشه. عيبي نداره.
حيف شد. يادم رفت از اين شاعر هشتصد شعري و كثيرالسبكي و نشاني رستورانش را بپرسم. شايد روزي تو اين شهر گشنهمان شد و خواستيم دلي از عزا در بياوريم.
كمي بنشين
چاي سرد شد
چرا نمينشيني؟
تا به كي ايستاده بر آستانهي دشت؟
با كفشهاي آغشته به خاك
كه درخت هم اگر بود ريشه دوانده بود.
مترسك جان!
امسال با گنجشكها كاري نداشته باش
و كلاغها و بلدرچينها و كبكها
كمي بنشين
كنار سفرهي نان و پنير و سبزي
و گوش كن به لهجهي شيرين باد
وقتي
به گوش درختها ترانه ميخواند.

پيازستان
نظريههاي «موش شكافانه» براي اقدامات فرا«موشي»!
تهران- اورژانس خبري ناخنك (اوخنا)پديدة «موش خوردگي» همواره انسانها را مورد اذيت و آزار قرار ميداده است. اين پديده ضررهاي بسياري به اموال انسانهاي بيسر و زبان وارد نموده كه گاه حتي، جبرانناپذير بوده است. البته گاهي نيز جبرانپذير بوده (كه حالا ما كاري به آن نداريم) و در همين راستا گاهي ضررهاي جاني به همراه داشته است. كه آن هم بعضي وقتها جبران ناپذير و بعضي مواقع جبران پذير بوده است. (كه باز هم ما كاري به آن نداريم)
دانشمندان موششناسي «دانشگاه موشيگان» براي اولين بار كشف كردهاند كه: «موش چيز بدي است!» و براساس همين نظرية مهم، ميگويند جويهاي آب هم كه محل زندگي موشهاست چيز بدي است، در همين راستا براي نابودي موشها بايد جويهاي خيابانهاي تهران و حومه را از بين برد. بايد آنها را كه پر كرد و سپس رويشان را آسفالت كرد كه براي پارك ماشينها جاي بيشتري فراهم شود.
در همين راستا شمسي خانم به نقل از اشرف خانم ميگويد اگر جويها پُر شود پس درختان و شمشادها چگونه آبياري ميشوند؟ در همين راستا، همان دانشمندان ميگويند، ما كه نبايد به خاطر چهار تا درخت علاف شويم، درختها را هم قطع ميكنيم كه جا براي پارك ماشينها بيشتر شود.
در همين ر استا، اتحادية صنف ميوه فروشهاي حومه ضمن محكوم كردن اين نظريه در خيابانهاي حومه راهپيمايي كرده و شعار دادند: اگر جويها پر شود ما آشغالهايمان را كجا بريزيم؟»
در ادامة همين راستا، انجمن شاعران دورهگرد نيز با فريادهاي خود مشت محكمي بر دهان ياوهگويان زدند و گفتند: با عمل به اين نظريه درِِ شاعري را بايد گل گرفت زيرا ديگر مصرع «بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين!» معني نخواهد داشت.
اشكول آبادي، به نقل از فريدون بيد مجنونيان كه نخواست نامش فاش شود اظهار داشت براي پر كردن جويهاي خيابانهاي تهران و حومه به هشتاد ميليارد متر مكعب سنگ و سيمان نياز داريم كه با توجه به تحريمها ميتوانيم كوه دماوند را تكهتكه نموده و به اين وسيله هم جويها را پر ميكنيم و هم از شر كوه دماوند و طرفداران محيط زيست خلاص ميشويم. تازه، جا براي پارك ماشينها هم زياد ميآيد و ميتوانيم صادرات داشته باشيم.
اين مدير كل افزود: به اين وسيله هم بيماري طاعون و غيره از بين ميرود، هم مشكل بودجههايي كه نميدانيم چهطور خرجش كنيم از ميان ميرود. در عينحال خيال همسايههاي ما كه نميدانند ماشينهايشان را كجا پارك كنند، راحت خواهد شد. همچنين مشكل مأموران مبارزه با موشخوردگي، سپس مشكل آنهايي كه نميتوانند از جوي بپرند و بسياري از ديگر مشكلات حل خواهد شد.
اما اين اظهارات دقيق و كارشناسانه موجب خشم دانشآموزان گرديده و نمايندة اين دانشآموزان كه نخواست نامش فاش شود به اشكول آبادي افزود: «ما حاضريم خودمان با دست و دندان موش بگيريم، اما نگذاريم محيطزيست و بخصوص كوه دماوند نابود شود.» دانشآموزان كه يكصدا شعار ميدادند: «شكار موش كار ماست/ خدانگهدار ماست.» در صفوف به هم فشرده مدرسهها را ترك كردند. در همين راستا گربههاي تهران با دانشآموزان اظهار همدردي كردند و گفتند: ما و شما در يك سنگريم و تا پاي جان در كنار شما ايستادهايم.
در همين راستا...
ببخشيد ادامه خبر موجود نميباشد،
حتماً موشي، چيزي آن را جويده باشد...
